۱۲،۱۳ روز شده ازش خبری نیست..دیگه نمی تونم به روی خودم نیارم و آروم باشم..نکنه حالش وخیم شده باشه؟.. خدا نکنه.. آخه ۱۲ روز؟ لا اقل با موبایل دوستش زنگ میزد..اس ام اس می داد.. نمی دونم گوشیش رو که گرفتن ازش پس چرا الان که گرفتم شمارشو زنگ میخوره..بالاخره تو این ۱۲ روز باتریش تموم نباید میشد؟ آروم و قرار ندارم..فردا آخرین امتحانه.. امتحانی که راحت می تونستم ۲۰ بگیرم..گور بابای امتحان..
کجائی؟ کجایی قربونت برم ؟
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم بهمن ۱۳۸۸ساعت 0:53  توسط Loony
|
برچسب: بیقراری,
نویسنده: ابوالفضل هاشمی
تاريخ: سه
شنبه
9 آبان
1396 ساعت: 14:36