همش ۳و۴ تا مسج رد و بدل شد..گوشیش رو گرفتن..نمیدونم دوباره کی خبری بشه ازش..
چند ساعت دیگه باید راه بیفتم اون یکی شهر خراب شده امتحان بدم..اولیشه..مونده هنوز..میرم بخونم..
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم دی ۱۳۸۸ساعت 1:32  توسط Loony |
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل هاشمی
همش ۳و۴ تا مسج رد و بدل شد..گوشیش رو گرفتن..نمیدونم دوباره کی خبری بشه ازش..
چند ساعت دیگه باید راه بیفتم اون یکی شهر خراب شده امتحان بدم..اولیشه..مونده هنوز..میرم بخونم..
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم دی ۱۳۸۸ساعت 1:32  توسط Loony |
برچسب: خوشحالی,
نویسنده: ابوالفضل هاشمی
همش ۳و۴ تا مسج رد و بدل شد..گوشیش رو گرفتن..نمیدونم دوباره کی خبری بشه ازش..
چند ساعت دیگه باید راه بیفتم اون یکی شهر خراب شده امتحان بدم..اولیشه..مونده هنوز..میرم بخونم..
برچسب: خوشحالی,
نویسنده: ابوالفضل هاشمی
الان که میرم امیدوارم گرم خوندن بشم و مثل همیشه تو چند دقیقه زده نشم و کتاب و جزوه رو نندازم کنار..
دلم خیلی تنگ شده براش.. امیدوارم زودتر یه خبری ازش بشه..
خب دیگه میرم ..
پ.ن. مردشور استادهای نفهم رو هم ببرن..
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل هاشمی
برچسب: بیقراری,
نویسنده: ابوالفضل هاشمی
"You can close your eyes to the things you do not want to see, but you caot close your heart to the things you do not want to feel"
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل هاشمی
برچسب: اجتماعیکار,
نویسنده: ابوالفضل هاشمی
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل هاشمی
یه 12 13 سالی شده درگیرشم..شایدم بیشتر.. فکر و قلبم گیرشه..هرچند هیچ وقت نبوده اما همه ی امیدم به خودشه.. همین که وجود داره باعث میشه از همه چی و همه کس نبرم..
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل هاشمی